1) رساله‌اي از ابن هيثم موسوم به هيئةالعالَم‌؛ اين ترجمه‌ٴ آزاد يا اقتباس را مترجم ناشناسي به‌ لاتيني ترجمه كرد. يعقوب بن ماهر (مَخير) همين رساله را به عبري برگرداند و ترجمه‌ٴ عبري را ابراهيم بالمِسي (نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ پانزدهم‌)، به لاتيني ترجمه كرد؛
2) رساله‌اي از زرقالي درباره‌ٴ ساختمان و كاربرد اسطرلاب كه بيشتر مربوط به اخترشماري‌ است‌. فرناندوي طليطلي هم در 1255، اين رساله را براي همان شاه آلفونسو به زبان اسپانيايي‌ ترجمه كرد. ترجمه‌ٴ ابراهيم كه در 1277، در بورگوس صورت گرفت‌، خيلي بهتر بود و به نوبه‌ٴ خود به لاتيني و ايتاليايي ترجمه شد؛
3) ترجمه‌ٴ سوره‌ٴ هفتادم قرآن موسوم به ((سورةالمعارج‌)). بُناونتور در 1264، همين سوره را از اسپانيايي به فرانسه ترجمه كرد.

دينيش (دينيز)

دينيش آزاده‌1، شاه پرتغال از 1279 تا 1325، ملقب به شاه كشاورز2 و پدر ميهن در 1261، در ليسبون زاده شد، در 1325 درگذشت‌؛ در صومعه‌ٴ سائو دينيش دو اوديوِلاس‌3، كه خود آن را در نزديكي ليسبون بنا كرده بود، به خاك سپرده شد. نوه‌ٴ آلفونسوي دهم‌. نزد ايمِريك دابرار كائوري‌4 اهل فرانسه‌، كه بعدها اسقف كوئيمبرا5 شد، درس خواند.
او منابع اقتصادي پرتغال را توسعه داد،ترعه‌ها و قنات‌ها ايجاد كرد، كشاورزي را رونق‌ بخشيد، روش‌هاي كشت را بهتر ساخت‌، در ريگزارهاي لئيريا6 به ايجاد جنگل‌هاي كاج پرداخت‌ (كه بعدها، براي ساختن ناوهاي نيرومند پرتغال مورد استفاده قرار گرفت‌)، تجارت خارجي را تشويق كرد، مدارس مختلف به وجود آورد. در 1290، در ليسبون‌، دانشگاهي ايجاد كرد، ولي در 1308، آن را به كوئيمبرا انتقال داد. فرمان داد كتاب‌هاي متعددي از زبان‌هاي اسپانيايي‌، عربي و لاتيني به پرتغالي ترجمه شود، ازجمله تاريخ اسپانياي جدش‌. هرچند تعداد كمي اسناد قديمي‌تر در دست است (از قبيل منشوري از سال 1192)، ترجمه‌هايي را كه به تشويق اين پادشاه صورت‌ گرفت‌، مي‌توان قديمي‌ترين يادگارهاي نثر پرتغالي دانست‌. دينيش شاعر بزرگي بود، كه آثارش‌ فراوان‌تر و متنوع‌تر از همه‌ٴ تروبادورها، جز جدش است‌. كتاب نغمه‌هاي او شامل 138 شعر است‌، ولي احتمال دارد كه برخي از آنها را ساير تروبادورها و مغنيان سروده و به وي نسبت داده‌ باشند.


Dinis, Diniz the Liberal (Dionysios ,Denis).1
Rei lavrador .2
Sao Dinis de Odivellas‌.3
Aymeric d'Ebrard of Cahor .4
Coimbra .5
Leiria .6